شمس الدين حافظ

439

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

355 - « رهروان » به وقتِ گل شدم از توبهء شرابِ خَجِل * كه كس مباد ز كردارِ ناصواب خَجِل صلاحِ من همه دامِ رهست و من زين بحث * نِيَم ز شاهد و ساقى به هيچ باب خجل بود كه يار نرنجد ز ما به خُلقِ كريم * كه از سؤال ملوليم و از جواب خجل ز خون كه رفت شبِ دوش از سراچهء چشم * شديم در نظرِ رهروانِ خواب خجل تو خوب‌روىترى ز آفتاب و شكر خدا * كه نيستم ز تو در روى آفتاب خجل رُخ از جناب تو عمريست تا نتافته‌ام * نِيَم به يارى توفيق ازين جناب خجل چرا به زير لب جام زهره‌خنده زند * اگرنه از لب لعل تو شد شراب خجل رواست نرگسِ مست ار فكند سر در پيش * كه شد ز شيوهء آن چشمِ پرعتاب خجل حجابِ ظلمت از آن بست آبِ خضر كه گشت * ز شعرِ حافظ و آن طبع همچو آب خجل از آن نهفت رخ خويش در نقاب صدف * كه شد ز لؤلؤى نظمم دُرِ خوشاب خجل * توضيحات : خجل ( شرمنده ) ناصواب ( نادرست ) مباد ( فعل دعايى - خدا نكند ) صلاح من ( نيكوكارى و تقواى من ) دام ره ( فريب‌كارى ) بحث ( گفتگو - باب ) نيم ( نيستم ) شاهد ( زيباروى ) بود كه ( باشد كه - اميد است ) خلق كريم ( اخلاق پسنديده ) سراچه چشم ( خانه چشم ) رهروان خواب ( لشكر خواب ) رخ ( صورت ) جناب ( آستان ) نتافته‌ام ( برنگردانده‌ام ) زهره خنده ( در حال عصبانى خنديدن ) نرگس مست ( چشم يار ) عتاب ( سرزنش ) معنى بيت ( 7 ) ( چرا قدح به زير لب با خشم خنده مىكند ، اگر شراب از لعل لب تو شرمنده نشده پس چرا اين‌چنين مىكند ؟ ) معنى بيت ( 9 ) ( علت اينكه در داخل ظلمت و سياهى آب‌زندگى قرار گرفته است آن مىباشد كه از قريحهء روان حافظ شرمنده است ) معنى بيت ( 10 ) ( از آن جهت گوهر ناب در پرده صدف خود را مخفى كرده است كه از گوهر شعر و قريحه ناب من شرمنده است ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - هركسى در وجدان خود ؛ از عمل نادرست خويش شرمنده مىشود اگرچه ، ديگران ندانند و اين صفت آزادگان است . 2 - با خود مىگويى : محبوب من از آفتاب زيباتر است و از اينكه دل به او بسته‌اى ، نزد ديگران شرمنده نيستى ، او را بسيار باگذشت و خوش‌خلق و باوفا مىدانى ، اگرچه اين فكر شما درست است و شكى در آن نمىباشد اما بىمحابا بيان كردن اولا سبب حسودى ديگران خواهد شد ثانيا طرف مقابل احساس غرور مىكند و براى تو فخرفروشى مىكند . پس سعى كن عمل خود را عادى جلوه دهى . 3 - به مراد خود خواهى رسيد به شرط آنكه نذرى را كه نموده‌اى ، ادا كنى و اين نيت را با يكى از اطرافيان باتجربه و خردمند در ميان بگذار و مشورت كن . 4 - پندى برايت دارم : « بگو » بار خدايا زبانم را از دروغ و چشمم را از خيانت پاك گردان » . 5 - كسى كه به جاى نيكويى ، بدى مىكند ، بلا از خانهء او دور نخواهد شد ، دل شادمان شفاى نيكو مىبخشد ، اما روح شكسته استخوانها را خشك مىكند . 6 - معاملهء خريد را توصيه مىكنم ولى براى فروش مناسب نمىباشد ، سفرى خوش در پيش داريد و ثروتى به دست مىآوريد و در تحصيل موفق مىشويد اما در كار چندان كاميابى وجود ندارد . 7 - ازدواج انجام مىگيرد و او موافقت مىكند . 8 - اگر مىخواهيد از غم و دشمنى به راحتى و آسايش برسيد در 6 شب متوالى با حضور قلب و معنى از سوره مباركه « الفرقان » از آيه 8 تا 6 آيه بعد از آن را بخوانيد .